جمال الدين محمد الخوانساري
مقدمة 81
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
( نفثهء مصدور يا نفسي سرد ) در اينجا لازم مىدانم مطلبي را بعرض خوانندگان برسانم وآن اين است كه : علماى اعلام وزعماى اسلام جز أهم اللّه عن الدّين وأهله خير الجزاء تاكنون دين ومذهب را محترم داشتهاند وحريم ناموس ملّت وشريعت را از دخول نا اهلان وورود بيگانگان تا توانستهاند حفظ نمودهاند وخودشان نيز تا صلاحيت تصدّى بأمور مربوط بكتاب وسنّت را احراز ننمودهاند بهيچ وجه بآن نپرداختهاند واگر أحيانا يكى بعد از احراز مقام صلاحيت تصدّى بأمري از علوم ديني كرده وبخوبى از عهده بر نيامده است مورد حمله وهدف طعن ديگران قرار گرفته است مثلا مى - بينيم ابن أبي الحديد در مقدّمه شرح نهج البلاغة نسبت بقطب راوندى رضوان اللّه عليه كه نهج البلاغة را شرح كرده چنين گفته است : « ولم يشرح هذا الكتاب قبلي فيما أعلمه الّا واحد وهو سعيد بن هبة اللّه بن الحسن الفقيه المعروف بالقطب الرّاوندى وكان من فقهاء الاماميّة ولم يكن من رجال هذا الكتاب لافتصاره مدّة عمره على الاشتغال بعلم الفقه وحده وأنّى للفقيه ان يشرح هذه الفنون المتنوّعة ويخوض في هذه العلوم المتشعّبة » . يعنى تا جائى كه من سراغ دارم پيش از من بشرح اين كتاب نهج البلاغة بجز يك نفر كسى ديگر نپرداخته است وآن كس سعيد بن هبة اللّه بن حسن معروف بقطب راوندى است كه از فقيهان شيعه بوده وعمر خود را سراسر در اشتغال بعلم فقه بسر برده است ليكن وى با اين همه مرد اين ميدان وحريف اين گوى وچوگان نبوده است زيرا فقيه از كجا مىتواند از عهده شرح اين أنواع فنون وعلوم پهناور گوناگون بر آيد ؟ ! .